خردسرای فردوسی مازندران؛ گامی برای پیوند نسل امروز با شاهنامه
avayeshahnameh
۱۴۰۵-۰۴-۲۵
خردسرای فردوسی مازندران با برگزاری نشستهای تخصصی و برنامههای فرهنگی در مسیر پیوند نسل امروز با شاهنامه فردوسی گام برمیدارد؛ این فعالیتها در استانی انجام میشود که نام آن بارها در شاهنامه آمده و بخش مهمی از روایتهای این اثر حماسی با مازندران پیوند خورده است.

به گزارش پایگاه خبری آوای شاهنامه، شاهنامه تنها روایت گذشته ایران نیست؛ آیینهای است که ایرانیان در هر عصر و زمانهای میتوانند سیمای فرهنگی و هویتی خود را در آن بازشناسند. از همین رو، هر شهر و دیاری که نامش در این اثر سترگ آمده، سهمی از این میراث بزرگ را نیز بر دوش میکشد. مازندران از جمله این سرزمینهاست که نامش در شاهنامه آمده است.
در سالهای اخیر تلاشهای ارزشمندی برای پاسداشت و ترویج فرهنگ شاهنامهخوانی در مازندران در حال انجام است؛ تلاشهایی که میکوشد پیام فردوسی را از محدوده کتابخانهها و محافل تخصصی فراتر برده و آن را به متن زندگی مردم این استان پیوند بزند.
در همین راستا، با دکتر علیاکبر قاسمی گلافشانی، مدیر خردسرای فردوسی مازندران، درباره جایگاه مازندران در شاهنامه و فعالیتهای خردسرای فردوسی مازندران در جهت ترویج فرهنگ شاهنامهخوانی به گفتوگو نشسته ایم.
شاهنامه، کتاب امروز و فرداهای ماست
قاسمی گلفشانی، در ابتدای سخنانش با اشاره به اینکه شاهنامه فقط کتاب دیروز ما نیست؛کتاب امروز و فرداهای ما نیز هست گفت: شاهنامه آمده است تا ایران و ایرانی را نجات بدهد و به سعادت برساند. وی افزود: : باید شاهنامه را خواند و برای نسل امروز درست تفسیر کرد؛ یعنی شاهنامه را امروزی کرد. باید به آنها نشان دهیم که فردوسی حتی برای نیازهای امروز ما نیز حرف دارد.
وی در ادامه این گفتوگو، شاهنامه را معیار و ترازوی سنجش فرهنگ و خرد ایرانی دانست و اظهار داشت: هیچ کتابی در فرهنگ ایران نیست که به اندازه شاهنامه از فرهنگ و خرد و حکمت ایرانیان سخن گفته باشد. گفتهاند شاهنامه شناسنامه ایرانیان است. ایرانیان باید خودشان را با معیار شاهنامه بسنجند تا ببینند چه اندازه ایرانی هستند.
وی ویژگیهای انسان ایرانی از منظر شاهنامه را چنین برشمرد: «انسان ایرانی خردورز است؛ بیآزار است؛ نیکنام است؛ عدالتپیشه و دادگستر است؛ به دنبال شادی است.» این پژوهشگر افزود: «ما با خواندن شاهنامه درواقع داریم خودمان را محک میزنیم که تا چه اندازه خردورز و بیآزار و نیکنام و عدالتپیشه و… هستیم.
مازندران؛ خاستگاه پادشاهی فریدون در شاهنامه
مدیر خردسرای فردوسی مازندران در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه مازندران در شاهنامه اظهار داشت: بخشی از داستانهای این اثر حماسی در سرزمین مازندران رخ داده است.
وی با اشاره به داستان فریدون و منوچهر تصریح کرد: آمل، ساری، تمیشه و دماوند که در مازندران قرار دارند، در شاهنامه نام برده شدهاند. وقتی فریدون به پادشاهی رسید، نخست آمل را پایتخت و تختگاه خود قرار داد و سپس تمیشه را برای تختگاه خود انتخاب کرد.»
این شاهنامهپژوه برای تأیید سخن خود به بیتی از شاهنامه استناد کرد:
«از آمل گذر سوی تمیشه کرد / نشست اندر آن ناموربیشه کرد»
برنامههای فرهنگی خردسرای فردوسی مازندران
این مدیر فرهنگی درباره اقدامات خردسرای فردوسی برای فرهنگ ترویج فرهنگ شاهنامهخوانی در مازندران گفت: در مازندران نیز مانند سایر شهرهای ایران عزیز، کلاسها و انجمنهای شاهنامهخوانی فعالیت دارند.
وی اضافه کرد: ما در مهرماه ۱۴۰۲ خردسرای فردوسی مازندران را تأسیس کردیم و تاکنون ۹۷ نشست تخصصی با محوریت شاهنامه در زمینههای فرهنگی و تاریخی برگزار کردهایم که در این نشستها هم سخنرانی علمی و هم شاهنامهخوانی انجام میشود.
وی درباره بازخورد مردم از فعالیتهای خردسرای فردوسی خاطرنشان کرد: این مجموعه در دو پیامرسان تلگرام و بله کانال فعالیت دارد و تعداد اعضای آن روز به روز در حال افزایش است.
این پژوهشگر افزود: «در نشستهای خردسرا نیز عزیزان با عشق و علاقه شرکت میکنند» و این نشان از تعامل فعال جامعه با آموزههای شاهنامه دارد.
سخن پایانی
قاسمی گلفشانی در بخش پایانی سخنان خود، خواندن شاهنامه را نوعی بازگشت به اصل خویشتن دانست و تصریح کرد: شاهنامه آمده است تا انسان ایرانی در سدهها و هزارهها گم نشود و بداند که کیست، کجایی است، نیاکان او کیستند و چه اندیشههایی داشتند.
وی با اشاره به نیاز امروز انسان ایرانی به این کتاب بزرگ گفت: «انسان عصر مدرن در میان هیاهوی صنعت، اقتصاد و سیاست گمراه و سرگردان است. مضطرب و نگران است. دلهره دارد. دیدار با شاهنامه همچون رفتن به خانه پدربزرگ است. فردوسی پدربزرگ مهربان و گرم و سرد روزگار چشیده ایرانیان است. حرفهای او شیرین و دلنشین است. آدم را امیدوار میکند. به انسان آرامش و دلگرمی میبخشد.
قاسمی گلفشانی در پایان، پیام خود را چنین جمعبندی کرد: پس ما انسانهای امروز شایسته و بایسته است که شاهنامه بخوانیم تا در هیاهوی این عصر گم نشویم.
گفت و گو: ستایش مفردی مقدم