پیوند شاهنامه و عاشورا در نمایشگاه موزه هنرهای معاصر تهران
avayeshahnameh
۱۴۰۵-۰۴-۰۷
آوای شاهنامه- مینا عبادیزاده
دیوارهای موزه هنرهای معاصر تهران این روزها میزبان روایتی متفاوت از تاریخ و فرهنگ ایران است؛ روایتی که در آن رستم و سهراب، سیاوش، حضرت عباس(ع)، امام حسین(ع) و دیگر قهرمانان حماسه و ایمان، نه در دو جهان جداگانه، بلکه در امتداد یک سنت دیرینه روایتگری ایرانی به تصویر درآمدهاند.

به گزارش پایگاه خبری آوای شاهنامه، نمایشگاه «حماسهنگاری ایرانی؛ از شاهنامه تا عاشورا» که از دوم تیرماه ۱۴۰۵ در سرسرای موزه هنرهای معاصر تهران گشایش یافته، پنجمین بخش از رویداد «هنر و جنگ» است و تا دوازدهم تیرماه پذیرای علاقهمندان خواهد بود.
اما این نمایشگاه تنها گردآوری چند تابلوی قهوهخانهای نیست؛ بلکه تلاشی است برای نشان دادن اینکه هنر ایرانی چگونه در طول قرنها، زبان مشترکی برای روایت عدالت، آزادگی و مبارزه با ظلم آفریده است.
شاهنامه و عاشورا؛ دو روایت، یک زبان تصویری
در نخستین نگاه، تابلوهای نمایشگاه مخاطب را به فضای پرشور نقاشیهای قهوهخانهای میبرند؛ آثاری سرشار از رنگهای تند، چهرههای پرصلابت، اسبهای خروشان و میدانهای نبردی که گویی هنوز زندهاند.
در یکی از شاخصترین آثار نمایشگاه، نبرد رستم و سهراب اثر احمد خلیلی، لحظه تراژیک رویارویی پدر و پسر با ترکیبی پرتحرک و سرشار از احساس به تصویر کشیده شده است. نگاههای گرهخورده دو پهلوان، اسبهای بیقرار و رنگهای گرم، مخاطب را به قلب یکی از تلخترین داستانهای شاهنامه میبرد.
در اثری دیگر از حسن اسماعیلزاده (چلیپا)، روایتهای مذهبی با همان زبان تصویری نقاشی قهوهخانهای جان گرفتهاند؛ زبانی که در آن، قهرمانان نه با واقعگرایی صرف، بلکه با شکوهی نمادین و آرمانی تصویر میشوند.
هنر روایت
آنچه این آثار را از بسیاری از نقاشیهای کلاسیک متمایز میکند، شیوه روایت آنهاست.
در نقاشی قهوهخانهای، تصویر پایان داستان نیست؛ آغاز روایت است. هر پرده برای آن خلق میشد که نقال در برابر آن بایستد و با صدای خود، داستان را برای مردم زنده کند.
از همین رو، هر تابلو مملو از شخصیتها، صحنههای فرعی و جزئیاتی است که مخاطب را از روایتی به روایت دیگر هدایت میکند. در یک پرده ممکن است آغاز نبرد، اوج درگیری و پایان ماجرا، همزمان در کنار یکدیگر دیده شوند؛ رویکردی که پژوهشگران از آن با عنوان «پرسپکتیو مقامی» یاد میکنند.
در این شیوه، زمان و مکان معنای متعارف خود را از دست میدهد و همه رخدادها در یک فضای آیینی و روایی گرد هم میآیند.

قهرمانانی که فراتر از زمان ایستادهاند
وجه مشترک آثار این نمایشگاه، تنها حضور شخصیتهای شاهنامه یا واقعه عاشورا نیست؛ بلکه مفاهیمی است که این شخصیتها نمایندگی میکنند.
رستم، سیاوش و کاوه آهنگر در شاهنامه، همانگونه نماد ایستادگی، دادخواهی و مبارزه با بیدادند که امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع) و یارانشان در فرهنگ عاشورا، نماد آزادگی، وفاداری و مقاومت در برابر ظلم به شمار میروند.
نمایشگاه میکوشد این پیوند مفهومی را از خلال هنر نقاشی قهوهخانهای به نمایش بگذارد؛ هنری که همواره در کنار نقالی، روایتگر حافظه تاریخی و اخلاقی ایرانیان بوده است.
میراثی که هنوز سخن میگوید
در این نمایشگاه، ۱۰ اثر از برجستهترین نقاشان قهوهخانهای ایران، از جمله محمد مدبر، عباس بلوکیفر، احمد خلیلی، حسین همدانی، علیاکبر لرنی، محمد فراهانی، حسن اسماعیلزاده (چلیپا)، رضا حمیدی و گنجی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش درآمده است.
هر یک از این آثار، تنها یک نقاشی نیست؛ بلکه سندی از تداوم سنت روایتگری ایرانی است؛ سنتی که از شاهنامه فردوسی آغاز میشود، در پردههای نقالی جان میگیرد و در تعزیه و نقاشی قهوهخانهای به حیات خود ادامه میدهد.
سخن پایانی
«حماسهنگاری ایرانی؛ از شاهنامه تا عاشورا» صرفاً یک نمایشگاه هنری نیست؛ دعوتی است برای بازخوانی ریشههای فرهنگی ایران. جایی که مخاطب درمییابد شاهنامه و عاشورا، هرچند دو روایت متفاوتاند، اما در هنر ایرانی، هر دو به زبانی واحد سخن میگویند؛ زبان عدالت، حقیقت، آزادگی و مقاومت.
یادآوری میشود این نمایشگاه که از دوم تیرماه آغاز شده تا دوازدهم این ماه، در سرسرای موزه هنرهای معاصر تهران به نشانی در خیابان کارگر شمالی، حد فاصل بلوار کشاورز تا خیابان فاطمی، جنب پارک لاله پذیرای هنردوستان است.