آوای شاهنامه- نقاشی قهوهخانهای یکی از جلوههای برجستۀ هنر ایرانی است که در دورۀ قاجار و پهلوی اول به اوج خود رسید. در رأس مضامین این نقاشیها که بازتابدهندۀ فرهنگ، اعتقادات و داستانهای حماسی و مذهبی مردم کوچه و بازار است، روایت داستانهای شاهنامۀ فردوسی قرار دارد.
به گزارش پایگاه خبری آوای شاهنامه، شاهنامۀ فردوسی در طول تاریخ یکی از منابع مهم الهام برای هنر ایرانی بوده و در حوزههای مختلف اعم از نگارگری، کاشیکاری، صنایع دستی، فلزکاری و هنرهای تزئینی، نقّالی، نقّاشی قهوهخانهای، نمایشهای سنتی و … نمود پیدا کرده است.
رواج نقّاشی قهوهخانهای
نقّاشی قهوهخانهای از مهمترین اشکال جلوۀ شاهنامه در هنر ایرانی است که برای نقّالی در قهوهخانهها، زورخانهها و مراسم آیینی اجرا میشده است. نقّاشی قهوهخانهای از اواخر دورۀ زندیه و اوایل دوره قاجاریه وارد عرصۀ نقّاشی ایران شد. در سه قرن اولیۀ اسلام، کار نقّالان بیان داستانهای حماسی و ملّی گذشتۀ ایران با همان سبک و سیاق دورۀ ساسانیان بود. با سروده شدن شاهنامه سنّت تصویرگری آن هم رایج شد و نقّالان دورههای بعد به ویژه مغولی، ایلخانی و تیموری به بیان داستانهای حماسی و شبه حماسی و شاهنامهخوانی با توجه به مضامین شاهنامۀ فردوسی روی آوردند.
با رواج یافتن قهوهخانه در دورۀ صفوی به خصوص در زمان شاه طهماسب که اولین قهوه خانۀ ایران در قزوین پایهگذاری شد، کار نقّالی و شاهنامهخوانی به قهوهخانهها کشیده شد. در ابتدا قهوهخانه اختصاص به قشر درباریان داشت تا این که در دورۀ قاجار به ویژه دورۀ سلطنت ناصرالدّین شاه به علّت ساخت و ساز زیاد و ایجاد قهوهخانه در هر کوی و بر زنی جنبۀ عمومی پیدا کرد، به طوری که اقشار مختلف جامعه میتوانستند در آن جا حضور یابند.
همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب و ترکان تازه وارد بر مقدرات خود رنج می بردند، نقّاشی قهوهخانهای نیز در برههای از زمان به اوج خود رسید که تودۀ مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملّی و جلوگیری از تأثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقّاشی گرایش به مضامین حماسی شاهنامۀ فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیّت شدّت یافت.
نقّاشان عامی بدون تأثیرپذیری از نقّاشی فرنگی و با حفظ رعایت اصول نقّاشی سنّتی ایران و به منظور جلوگیری از خودباختگی فرهنگی به تصویر دلاوریها و قهرمانیهای ایرانیان روی آوردند تا بتوانند روحیۀ حماسی را با پیشینۀ تاریخی و دلاوریهای این مرز و بوم در ذهن مردم جای دهند و بهترین اثر حماسیای که میتوانستند آن را الگوی روش کار خود قرار بدهند، شاهنامۀ فردوسی با مضامین حماسی آن بود.
ویژگیهای نقّاشی قهوهخانهای در ارتباط با شاهنامه
نقّاشی قهوهخانهای در ارتباط با شاهنامه ویژگیهای خاصّ خود را داشت که در زیر به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- تصاویر حماسی و روایتگری تصویری:
نقاشیها اغلب به صورت روایتگونه و با جزئیات فراوان، صحنههایی از نبردها، قهرمانان و پهلوانان شاهنامه را به تصویر میکشند. این تصاویر معمولاً لحظات اوج داستانها را مانند نبرد رستم و سهراب، نبرد رستم و دیو سفید یا مرگ سیاوش نشان میدهد.
2- رنگهای زنده و پرکنتراست:
رنگهای درخشان و زنده، یکی از ویژگیهای بارز نقاشی قهوهخانهای است. این رنگها حس شکوه و ابهّت پهلوانان شاهنامه را به مخاطب القا میکند.
3- چهرهها و هیبتهای اغراقآمیز:
قهرمانان شاهنامه مانند رستم، اسفندیار و سهراب با چهرههایی پرابهّت و اندامی درشت و قدرتمند به تصویر کشیده میشوند تا بر قهرمانی و شجاعت آنها تأکید شود. در مقابل، دشمنان و دیوها با هیبتی ترسناک و اغراقشده نمایش داده میشوند.
4- مضامین اخلاقی و افتخار ملّی:
شاهنامه در نقّاشی قهوهخانهای فقط یک داستان نیست، بلکه نمایشی از افتخار ملّی و هویّت ایرانی است. این نقّاشیها نقش مهمی در زنده نگه داشتن ارزشهای اخلاقی و فرهنگی ایران ایفا میکنند.
5- پیوند با نقّالی:
نقّاشیهای قهوهخانهای اغلب در قهوهخانهها و مکانهایی که نقّالی اجرا میشد، نصب میشدند. نقّالان با اشاره به تصاویر، داستانهای شاهنامه را برای مخاطبان روایت میکردند و بدین ترتیب هنر نقّاشی و داستانگویی به هم پیوند میخورد.
بنیادگذاران و نقّاشان برجستۀ قهوهخانهای:
بنیانگذاران هنر نقّاشی قهوهخانهای حسین قوللر آغاسی و محمّد مدبر هستند و پس از ایشان شاگردانشان سبک نقّاشی قهوهخانهای را ادامه دادند. عبّاس بلوکی از ماهرترین شاگردان حسین قوللر آغاسی و حسن اسماعیلزاده (چلیپا) نیز از شاگردان استان محمد مدبر هستند. همچنین سایر هنرمندان سبک قهوهخانهای عبارتند از: سیّد حسن عرب تبریزی، میرزا مهدی شیر ازی، علی الوندی همدانی، علی رحمانی، حسین همدانی، احمد خیلی، محمّد فراهانی، فتحالله قوللر آقاسی و علی لدنی و منصور وفایی.
منابع نقّاشی قهوهخانهای
نقّاشی قهوهخانهای با موضوعات حماسی در اصل مبتنی بر طومارهای نقّالی هستند و طومارهای نقّالی مجموعه منثور مدوّنی هستند که منبع اصلی نقّالان برای داستانگویی آنهاست و محدودۀ داستانی این متون هم غالباً از شروع کار کیومرث تا پایان شهریاری بهمن، همای یا داراب را شامل میشود و نقّالان پیشکسوت برای تدوین آنها از منابع زیر بهره گرفتهاند:
1- شاهنامه (داستانهای اصیل و الحاقی آن) و منظومههای پهلوانی پس از فردوسی.
2- پارهای از اشارات منابع تاریخی دربارۀ موضوعات ملّی و پهلوانی.
3- اندوختههای ذهنی نقّالان که خود آمیزهای از خواندهها و شنیدههای آنها مبتنی بر خیالپردازی آنهاست.
4- طومار نقّالان پیشین.
منابع
* ادیب برومند، عبدالعلی؛ «اثر شاهنامه در زبان و ادبیات فارسی و روح و فکر ایرانی»؛ هنر و مردم؛ شماره های ۱۵۳ و ۱۵۴؛ تهران: ۱۳۵۴.
*اشرافی، احسان؛ «شاهنامه از دیدگاه وحدت ملی»؛ مجله هنر و مردم؛ شماره های ۱۵۳ و ۱۵۴؛ تهران: تیر و مرداد ۱۳۵۴.
*برتلس، یوگنی ادوارد ویچ؛ تاریخ ادبیات فارسی؛ ترجمه سیروس ایزدی؛ انتشارات هیرمند؛ تهران: ۱۳۷۴.
* تجلّی شاهنامه در هنر اسلامی ایران؛ موزه ملی ایران؛ تهران: ۱۳۸۱.
*ذکاوت، سحر، مجید مزیدی شرفآبادی و علی زارعی، «مطالعه تطبیقی متن و تصویر در نقاشیها قهوهخانهای نبرد رستم و اشکبوس»، نشریۀ مطالعات موزهای زرّینفام، پیاپی 2. بهار و تابستان 1402.
* ناصری، حسن سادات؛ «فردوسی و شاهنامه».
*قندی، سیاوش؛ «نقش شاهنامه در هنرهای بومی»؛ کتاب ماه هنر؛ فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ شماره های ۳۹ و ۴۰؛ تهران: آذر و دی ۱۳۸۰.
*کلانتری، منوچهر؛ «رزم و بزم شاهنامه در پردههای بازاری (قهوهخانهای)»؛ مجلۀ هنر و مردم؛ شماره ۱۳۴؛ تهران: آذر ماه ۱۳۵۲.
*محمّدی، احمد؛ «نگاهی به تاریخ نمایش در ایران»؛ مجله هنر و مردم؛ شماره های ۱۲۹ و ۱۳۰؛ تیر و مرداد ۱۳۵۲.
تنظیم: مریم افرافر
اوای شاهنامه پایگاه خبری تخصصی آوای شاهنامه
